این مطلب ۱۴۳ بار خوانده شده

دلنوشته ای از یک زائر

نسخه مناسب چاپ

زینب حیدر اوغلی / مشگین شهر

به خاک اینجا که قدم میگذاری قطعه ای از بهشت را زیر پا داری .

اما اینجا قطعه ای از بهشت نیست ... نه

بلکه بسی برتر و والاتر از بهشت است اینجا

چرا که اگر بهشت را جویبارها و درختان سرسبزش تشکیل می دهد اینجا مملو از خون و پوست و گوشت مردانیست که پای در زمین و سر در آسمان داشتند .

نمیدانم به کدامین ریسمان الهی چنگ زده بودید که دست از همه آمال و آرزوهایتان شسته بودید

و دل در گرو عشق کدام معشوقی نهاده بودید که دیگر هیچ معشوقی را یارای مقابله با آن نبود .

اما خوب میدانم که جذبه و کشش الهی بود که شما را به سوی خود کشاند و این عشق الهی بود و بس ...