این مطلب ۱۴۱ بار خوانده شده

همسر جانباز۵۵ درصد شیمیایی در گفتگو با کوله بار:

همسر جانباز شیمیایی گفت: وقتی همسرم به خواستگاری ام آمد، خانواده ام به دلایلی با ازدواج با او مخالفت می کردند اما من از صداقت او خوشم آمد و قبول کردم که در کنارش زندگی کنم.
نسخه مناسب چاپ

طاهره الطافی همسر جانباز شیمیایی محمد موسیوند در گفتگو با خبرنگار کوله بار، درباره زمینه آشنایی اش با همسرش گفت: دوست همسرم، مستاجر خانه مان در همدان بود. وقتی به دیدن این دوستش آمده بود، با من و خانواده ام آشنا شد. بعد از مدتی، به خواستگاری ام آمد. او ۸ ماه مدام به خواستگاری ام می آمد ولی خانواده ام قبول نمی کردند. خانواده ام، شرایط اقتصادی خوبی داشتند و راضی نبودند مرا به فردی که جانباز و زندگی متوسطی دارد، بدهند اما من از صداقت همسرم خوشم آمد و درخواست ازدواجش را قبول کردم. 

 

وی ادامه داد: سال ۷۲ ازدواج کردیم و به تهران آمدیم. بعد از مدتی، فهمیدم که به دلیل مجروحیت شیمیایی همسرم، نمی توانیم بچه دار شویم. با این همه، به دلیل نور ایمان وجودی همسرم، زندگی با او را تا به امروز ادامه داده ام. حالا به جز نقش یک همسر، برایش پرستار هم هستم و دردهایش را از نزدیک می بینم و حس می کنم و در مواقع ضروری کمکش می کنم. 

 

 

وی در ادامه به وضعیت جسمانی همسرش هم اشاره کرد و افزود: اوایل زندگی مان، از نظر جسمانی سالم بود. به مرورز زمان، چشمانش ضعیف و هیکلش لاغر شد. او مثل شمعی است که با گذشت زمان، آب می شود و فقط درد می کشد. دردهایی که فقط خودش می داند وخدایش. من که یکی از نزدیک ترین شاهدان عینی رنج هایش هستم، گاهی بعد از نماز، برایش زیارت عاشورا می خوانم تا سلامت باشد.

 

طاهره الطافی درباه مشکلات اعصاب و روان همسرش هم حرف هایی برای گفتن داشت:گاهی بی اختیار عصبانی و بعد از مدتی از کارش ناراحت و پشیمان می شود و زود معذرت خواهی می کند. ما در حال حاضر مستاجریم و یک بار که صاحب خانه از ماخواسته بود تا خانه را تخلیه کنیم، آنقدر محمود عصبانی شده بود که به سختی توانستم جلویش را بگیرم. 

 

وی به یکی از آرزوهای خود و همسرش اشاره می کند. آرزویی که اگر یک روز محقق شود، زندگی شان از این رو به آن رو می شود: ۵۰ روز از یک بچه چند ماهه که مادرش سرطان و پدرش در زندان بود، نگهداری کردم. آن چندین روز، برایمان شیرین ترین روزهای عمرمان بود. شیرهای پاکتی به او می دادم تا بخورد. بعد از مدتی، هم من و همسرم به او وابسته شدیم و احساس می کردیم که واقعا  فرزند ماست. واقعا با این بچه خوش می گذراندیم ولی بعد از مدتی که او را بردند، هم ما و هم بچه مدام گریه می کرد. گاهی شوهرم از یخچال پاکت شیری در می آورد و می گفت که به بچه بدهیم، بعد یادش می افتاد که او رفته است و می گفت: حیف شد که از دستش دادیم. 

 

 

همسر جانباز ادامه داد: در حال حاضر، مادر این بچه، فوت شده و او  در پرورشگاه است. وقتی می خواستیم سرپرستی اش را به عهده بگیریم، گفتند که باید خانه ای را به اسمش بزنیم و چندین شرایط سخت دیگر که نتوانستیم عملی اش کنیم.  

 

طاهره الطافی به مصرف داروهای همسرش اشاره کرد:  کمر، سینه و ریه های همسرم مدام آزارش می دهند. هر روز از قرص های زیادی استفاده می کند. الان در خانه کپسول اکسیژن دارد که هر چند وقت یکبار که دچار تنگی نفس می شود، آن را به دهنش می زند. پزشکان سفارش کرده اند که زیاد از آن استفاده نکند، چون باعث تنبلی ریه و پوکی استخوان می شود.  همسرم در حال حاضر، بیشتر از اسپری استفاده می کند.

 

وی ادامه داد: همیشه به شوهرم توصیه می کنم که ورزش صبحگاهی کند. گاهی خودم با او به پارک می روم تا با هم این ورزش را انجام دهیم. دوست دارم طوری با او رفتار کنم که روحیه بگیرد و به زندگی امیدوار باشد. در این صورت، بهتر به بیماری اش غلبه می کند تا با وابستگی به دارو.

 

وی با گفتن خاطره ای، درباره بهترین هدیه الهی که تا به حالا نصیبشان نشده، گفت: در همدان و کرج مدتی دبیر دینی و اجتماعی بودم. یک بار یکی از شاگردانم را به خانه مان بردم. در این مدت، من و همسرم آنقدر به او محبت کردیم که وقتی خانواده اش دنبالش آمدند، از آنها می خواست که اجازه دهند باز پیش ما بماند. من و همسرم عاشق بچه و در انتظار روزی هستیم که خدا فرزندی را به ما هدیه بدهد. 

 

همسر جانباز شیمیایی در پایان خاطر نشان کرد:جانبازانی همچون همسرم که روزها و شب ها در سختی و مشقت می گذرانند، نیازمند حمایت و توجه بیشتری هستند. خیلی دوست داشتم که با همکاری بنیاد شهید، همسرم برای درمان به خارج از کشور اعزام شود، چون سختی هایش را از نزدیک می بینم، اما این امر تا به حالا محقق نشده است. کاش همسرم به خارج از کشور اعزام می کردند؛ شاید این گونه می توانستیم امید به تولد اولین فرزندمان را داشته باشیم. 

 

انتهای پیام/

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.